تبليغاتX
ساز مست

ساز مست

روایتی از خانه مطبوعات استان قزوین

روز خبرنگار

هفدهم مرداد ماه سال 89 هم گذشت. از این روزهای خبرنگار آنقدر آمده و رفته و آنقدر تکراری گفتیم و شنیدیم که دستم به قلم نمی رود اگر که بخواهم بگویم درآمد و عدم امنیت شغلی، بگویم بیمه و بگویم سختی کار، بگویم حیرانی و دربه دری، برای ما و همکاران دیگر این چیزها عادی شده -اگرچه نباید بشود ولی- یک جورهایی این ها هم شده بخشی از کار مطبوعاتی.

اما بد نیست اگر هرازگاهی به بهانه این روز هم که شده تلنگری به خود بزنیم که حالا اگر شرایط مهیا باشد آن زندگی آرمانی ما چیست؟ شاید خیلی ساده به نظر برسد اما روز خبرنگار امسال بیشتر از هر چیزی به این فکر می کردم که واقعا شغل ما چیست؟ خبر داغ برای ما کدام است و اصلا خبر داغ انصافا چقدر برای ما مهم است؟ چقدر درگیر حاشیه ایم و چقدر درگیر متن؟ چقدر هدف ما عمل به رسالت خبرنگاری است و چقدر اسیر بازی های سیاستمداران شده ایم؟تا چه اندازه یک عضو خوب برای خانواده بزرگ خبرنگاری بوده ایم؟ از طرح این سوال ها منظور خاصی ندارم، دغدغه های شخصی است، درد و دل است. دیروز دوستی از وقایع یک مصاحبه مطبوعاتی برایم تعریف می کرد و می گفت: هر خبرنگاری که سوالی می پرسید همکارانش بیشتر از مسوول حاضر در صدد پاسخگویی و جبهه گیری برمی آمدند. برای من حداقل اگردلیلش دیدگاه های سیاسی باشد واقعا خنده دار است، شاید اگر صد پله حزبی بالاتر از هر کدام آن خبرنگارها را رصد کنی، با هم سر یک سفره نشست و برخاست داشته باشند و آن وقت ما پیاده نظام ها به خاطر افکار آن ها با هم درگیریم. شاید این روز خبرنگار بهانه خوبی باشد کمی هم به فکر خیلی چیزها باشیم!

از این فرصت یک استفاده هم می کنم و در خصوص چند مساله که نیازمند بیان توضیحاتی است، مطالبی را عرض می کنم.

 

اردوی خبرنگاران به شمال:

در رابطه با اردوی خبرنگاران به شمال که بنده مسوول برگزاری آن بودم قبل از هر چیز لازم می دانم اشاره ای به فلسفه یک اردو بکنم. آیا اردو غیر از این است که عده ای این احساس نیاز را در خود بکنیم که دو روز را در کنار هم، شریک غم و شادی هم باشیم و با هم زندگی بکنیم، هم قصه شویم و در خصوص مسایلی مشترک بحث و گفتگو بکنیم...؟ اگر کسی با هدفی غیر از این با ما همراه شده بود اشتباه از اوست.

ما در کنار هم شاد بودیم و مشکلاتی هم داشتیم که ناخواسته بود اما اینکه همان مشکلات را با هم تحمل و حل کنیم اتفاقا نقطه قوت است.

ما مشکلاتی داشتیم از قبیل اینکه راننده های خوبی نداشتیم که از ابتدای سفر بیش از دو ساعت تاخیر کردند و اخلاق خوبی هم نداشتند و یا اینکه مثلا از دست قضا و قدر یک بار اتوبوس دچار پنچری شد و یا هنگام بازگشت اتوبان قزوین-رشت ریزش کرده بود و مجبور شدیم از جاده قدیم برگردیم که باعث تاخیر شدکه هیچکدام از این مسایل قابل پیش بینی نبود اما اتفاقا تعریف از خود نباشد من به مدیریتم در این اردو افتخار می کنم که در شهری غریب راننده ها را تعویض و چهار عدد اتوبوس دیگر گرفتم و به نوعی حل مشکل شد و علی رقم این اتفاقات و با وجود حضور بیش از 145 نفر از شرکت کنندگان در اردو با سنین و طرز فکرهای مختلف که مثلا فردی روز اول می گفت برگردیم و فرد دیگری هم می گفت یک روز اضافه بمانیم و با وجود مشکلات ناخواسته ای که پیش آمد به حمداله به سلامت بازگشتیم و لحظات پرخاطره ای را هم ساختیم.

اگرچه از انتقاد استقبال می کنم و بدون شک انتقاداتی هم به برنامه ما وارد بود که البته باز آن ها هم پاسخ و دلیل دارد اما به هر حال اگر هزار تجربه هم داشته باشی تجربه هزار و یکم باز ارزنده است.

اما جدا از بحث انتقادات، عده ای نه با هدف انتقاد سازنده، بلکه با قصد بالا بردن هزینه اردو برای برگزار کنندگان و شرکت کنندگان اراجیف پراکنی هایی کردند که البته با هشیاری خبرنگاران خنثی شد.(به هیچ وجه منظور انتقاد شرکت کنندگان در اردو نیست و آن ها را با گوش جان خریدار خواهم بود)

عده ای به همراه نوچه های شناسایی شده خود که تجربه تلخ ناکامي و شکست تلخ در عرصه مطبوعات را  نمی توانند از یاد ببرند چشم دیدن یکدل و همسفر شدن 145 نفر از خبرنگاران و خانواده هایشان را ندارند و نمی توانند تحمل کنند که این اردوها تکرار شود اما یک خبر بد برای آن ها و آن اینکه کمیته رفاهی و پشتیبانی خانه در حال برنامه ریزی برای سفر به اصفهان در فصل سوم سال است.

امروز یک خط پیوسته انحراف که به صور مختلفی خود را نشان می دهد به خوبی قابل شناسایی است. خط حاشیه سازی برای رییس فعلی خانه که استارت کار و تلاش در خانه را زده است، خط عدم تحمل پویایی و نشاط خانه، خط موضع گیری های افراطی در برابر مدیرکل معتدل ارشاد استان و خط تفرقه افکنی میان خانواده بزرگ و فهیم مطبوعات استان قزوین، این ها همه شاخه های یک درخت خشکیده است و با هشياري ما هرگز برگ و بار نخواهد داد. 


دوستی پس از گذاشتن این پست برایم زنگ زد، شبهه ای برایش پیش آمده بود که لازم دیدم توضیحی را اضافه کنم. من که آرمانم و بزرگترین افتخارم روزنامه نگار بودن و منتقد بودن است قطعا از نقد استقبال می کنم کما اینکه جویای نقد دوستانی که در اردو شرکت کرده بودند نیز شدم و یا خود بنده در همین مطلب هم از مدیرکل ارشاد و هم از رییس خانه انتقاداتی را بیان کردم. اشاره من در خطوط فوق به عده قليلي است كه سازمان‌يافته و با اهدافي خاص، مطالبي غيرواقعي را به قصد گمراه كردن افكار مطرح مي‌كنند. اين توضيح را به اين خاطر نوشتم كه بگويم  نقد دوستان مطبوعاتي و رسانه‌اي منظور اين قلم نبوده است.

 

دیدار با رییس جمهور:

پیرامون معرفی افرادی که برای دیدار با رییس جمهور اعزام شدند حرف و حدیث های زیادی مطرح شده است.اگرچه فردی مثل صغری رحیمی را یک خبرنگار تمام عیار می دانم اما در کل تیم اعزامی را با هیچ فرمولی نمی توان نماینده اصحاب رسانه استان محسوب کرد.

انتخاب چهره های خبرساز که اتفاقا خبرسازی هم کردند و یا کسانی که سن آن ها کمتر از سن کار مطبوعاتی خیلی ها در قزوین است، قابل توجیه نیست.

نمی خواهم از کسی نام ببرم تا شبهه ای پیش نیاید اما چهره های وزین تری نه کم بلکه بسیار بودند که شایستگی نمایندگی اصحاب مطبوعات استان را دارا باشند.

اضافه کنم در وبلاگ دوستي تحلیلی مشاهده کردم که فکر می کنم دقت در اين عكس و برخی همنشینی ها گویای تحلیل اشتباه آن دوست عزیز باشد.

 

جشن روز خبرنگار:

رسم برگزاری جشن روز خبرنگار رسم تازه ای است. پیش از آن تنها مراسمی که به مناسبت روز خبرنگار برگزار می‌شدجشنواره بود که به دلیل حاکم بودن فضای رقابتی در آن، برد و باخت داشت و تلخ و شیرین. بنابراین نمی توانست یک شادی همه گیر باشد. با این توضیح که مدیریت جشن مذکور با خانه بود و بنده به عنوان مسوول کمیته رفاهی صرفا مسوولیت برخی تدارکات مربوط به جشن را داشتم و دخلی در برنامه ریزی آن نداشتم. اما حسب نظر شخصی انتقاداتی را به این جشن وارد می دانم. این جشن می توانست به جای اینکه طبق روال همه روزهای سال خبرنگاران را پای صحبت مسوولین بنشاند، با یک برنامه تریبون آزاد این بار مسوولین را پای حرف خبرنگاران بنشاند و خبرنگاران در روز خود حرف هایشان را بزنند و یا برگزاری یک کنسرت موسیقی سنتی می توانست فضای مفرح تری ایجاد نماید که متاسفانه خلا این دو برنامه احساس می شد.

اما توضیحی هم در خصوص تقدیر از عده ای از مسوولین در این جشن؛ شاید یکی از مهمترین تفاوت های خبرنگاران با اصناف دیگر، نکته سنجی، ریزبینی و توجه به عمق اتفاقات و جریانات باشد که لازمه کار خبرنگاری است. عده ای به این تقدیر اعتراض داشتند که البته بودند در میان آنان کسانی که مشکلشان با یزید از سر خیرخواهی برای امام حسین نیست اما این توضیح را برای عموم خبرنگاران عرض می کنم.

با توجه به بودجه محدودی که در اختیار خانه قرار دارد حتی برگزاری یک برنامه هم شاید مقدور نباشد بنابراین جذب اسپانسر برای برگزاری برنامه هایی مثل اردو، جشن و یا جشنواره ضروری است. تقدیری هم که صورت گرفت از سوی خود خبرنگاران از حامیان مالی آنها بود و اتفاقا با یک ذهن باز باید از این اقدام خیلی هم خوشحال بود. این تقدیر خیلی ریشه ای تر، درازمدت تر و بیشتر به نفع خبرنگاران است تا اینکه صرفا نام یک خبرنگار صدا شود و همه برای او دست بزنند. نه ما خبرنگاران محتاج دست زدن و تشویق کسی هستیم و نه فردی که مثلا 4 میلیون کمتر یا بیشتر به خانه مطبوعات کمک می کند و ارتباطات گسترده ای هم با مسوولین دارد محتاج یک لوح تقدیر 3 هزار تومانی ماست، این اقدام برای تقدیر از شخص، نهاد یا ارگانی است که بخشی از بودجه اش را به کار فرهنگی اختصاص داده است. من و خیلی از دوستانی که این اسپانسرها را جذب کردیم می توانستیم آن را صرف چاپ یک رپرتاژ آگهی بکنیم و نفع شخصی ببریم مثل بعضی از همکاران که این کمک را از آن ها خواستیم و این جواب را شنیدیم و یا اصلا خانه می توانست در یک نشست خصوصی با اعطای هدیه و ضیافت شامی مجلل از این افراد تقدیر کند و اصلا آن را رسانه ای هم نکنداما من باز فکر می کنم که این روراست بودن خانه با خبرنگاران و اعضایش باید بیشتر ارج نهاده شودکه کارهایش را مقابل چشم همه اعضا و مسوولان انجام می دهد.

این خانه حتی اگر مورد اتقاد قرار بگیرد اهل پنهان کاری نیست و اگر روزی شد من تعهد می دهم که تشتش را از همین بام بیندازم.

 

در رابطه با کمیته رفاهی:

در خصوص کمیته رفاهی و پشتيباني مي‌خواستم هم برنامه بعدي كميته كه اعطاي سبد غذايي به اعضاي خانه است را اعلام كنم و هم اعضاي اين كميته را به دوستان معرفي نمايم.

اين افراد اتفاقا بسيار توانمندتر از خود بنده هستند و اميدوارم با تشكيل اين كميته بتوانيم خدمات رفاهي مناسبي را در شان خبرنگاران استان ارايه كنيم.

1- جناب آقاي سيد مرتضي نصري

2- جناب آقاي رضا پوركاظم

3- جناب آقاي محمد جواد نوري

4-جناب آقاي رضايي‌پور

5- سركار خانم عبدالهي

 

 

در آخر...

سخن آخر اينكه كم لطفي است اگر از بعضي دوستان تشكر نشود. همين اعضايي كه معرف حضور هم بودند علي الخصوص مرتضي نصري و افراد ديگري كه بدون هيچ چشمداشتي از جان و دل تلاش كردند تا همين برنامه‌هاي دست‌وپا شكسته هم برگزار شود مثل محمد رضا رجايي‌پور* و يا امير اسلامي‌صدر، دوست خوبم در شوراي مركزي خانه و حسن رجبي و يك تشكر خاص هم از علي عليمحمدي، رييس خانه كه هم افتخار داد و در اردو در كنار خبرنگاران شركت كرد و هم كمك و همراهي‌هايش و هم خاكي‌ بودنش به يك دنيا مي‌ارزد.

 


 

*در خصوص رجايي‌پور يا به روايت ما همان فطري يك خبر هم شنيده‌ام كه ظاهرا به عنوان مشاور مديرعامل خانه مطبوعات كشور انتخاب شده، فطري بدون اغراق يك روزنامه‌نگار روشنفكر و خلاق است كه ارتباطات گسترده‌اي را هم در استان و هم در تهران دارد. بنده كه سعي مي‌كنم نهايت استفاده را از او ببرم و اميدوارم خانه مطبوعات كشور هم اين استفاده را از وي ببرد و در عوض فطري هم قول دهد هواي مطبوعات استان را داشته باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 0:7  توسط امیر یخچالیان  | 

ثبت‌نام‌هاي سوري، استعفاهاي زوري؛ انتخابات يا زورآزمايي وكالتنامه‌ها؟!

 

باز هم تاريخ تكرار شد، لطف دوستان تكرار شد و من به عنوان تنها كانديداي خارج از ائتلاف ديگر دوستان، به صورت مستقل وارد خانه مطبوعات شدم.

اما اگر عده‌اي از پيروزمندان اين عرصه پس از پايان انتخابات نقل پيروزي خوردند و گردوي كامراني شكستند، به تمامي مقدسات دنياقسم؛ از سر كليشه نمي‌گويم كه من خون دل خوردم و ساعت‌ها تنها در خيابان‌ها راه رفتم.

اگرچه اين پيروزي حداقل براي خود من بسيار باارزش‌تر از پيروزي كانديداهاي ديگر است، اما خيال پيدا كردن فرآيندي كه روزي نمايندگان واقعي جامعه مطبوعاتي استان بتوانند در خانه مطبوعات حضور يابند، فكرپيدا كردن راهي براي نجات خانه‌مطبوعات از سياست‌ورزي‌هايي كه بسا كثيف‌تر از بازي‌هاي ناجوانمردانه سياسي است، مفابله با حاكم شدن دوباره فضاي رخوت بر خانه مطبوعات و ... اين‌ها كام مرا تلخ مي‌كند و وظيفه‌ام را سنگين.

اما يك حس شادماني از اين پيروزي برايم وجود دارد و آن اينكه شايد اگر هر كسي غير از من از اين اتنخابات گلايه كند، به درد شكست تفسير شود اما من از شرايط نابرابر، از بي‌تقوايي‌ها و از فضاي مسمومي مي‌گويم كه وجود داشت.

از ثبت‌نام‌هاي سوري از كساني كه حتي عضو خانه مطبوعات نبودند، از تهديد‌هاي من‌درآوري مقامي غيرمسوول به ردصلاحيت، از مصاحبه مطبوعاتي رييس سابق خانه در دقيقه نود و اعطاي كتاب نفيس غزليات سعدي و رپرتاژ آگهي، از وكالتنامه‌هاي كيلويي با توجيه قانوني كلاه شرعي، از قول‌هاي بيمه و استخدام، از مسدود كردن راه اطلاع‌رساني براي كانديداتوري، از آبگوشت‌هاي سياسي، از هزار فاميل‌ها، از قدرت‌طلبي با توجيه وسيله، از تهمت و افترا و ريختن آبروي افراد، از هزار اين و آن مي‌گويم و خواهم گفت و خواهم پرسيد چرا فضاي انتخابات فقط براي اينكه يك شخص خاص از عدم پيروزي و مشخص شدن آراي واقعي خود هراس دارد، بايد به اينجا كشيده شود كه از دو هفته‌نامه اسم و رسم‌دار و قديمي (مينودر و حديث) حتي يك نفر كانديدا نباشد؟

چرا حتي يك نفر از خبرگزاري‌هاي ايرنا، ايسنا، ايلنا، شبستان و ... كانديدا نبود؟

چرا از هفته‌نامه مادران و دختران كسي در اين رقابت شركت نكرد؟

چرا عبدالعظيم موسوي، كه خود به تنهايي، كفه سنگين مطبوعات قزوين است، بايد از اين انتخابات انصراف دهد؟

چرا رحيم سركار، فرض‌اله فرامرزي، عاطفه مشايخي، مهري غياثوند، سعيد عليخاني، زبيده چگيني، مسعود فرجي، جهانبخش، مقدم، عليرضا خدابخش، حامد كبودوند، سعيد عنبري، كاشاني‌پور، روح‌اله اصل‌بيگي، حسن حسن‌زاده، محمدرضا جباري، زارع‌دار، عرفان دادخواه، مرتضي ملاعليا، مريم نوري، حق‌شنو، خدايار چگيني، مهران حبيبي و خيلي‌ها و بسياري ديگر كه سال‌هاست خاك مطبوعات اين شهر را خورده‌اند، نبايد در اين رقابت‌ها حضور داشته‌باشند؟!

اگر ما اينها نيستيم، پس كيستيم؟!

چرا بايد در اكثريت قريب به اتفاق بخش‌هاي كانديداتوري، حتي دو برابر كرسي‌هاي مورد نياز، كانديدا وجود نداشته باشد؟

گفتني‌ها كم نيست. چه رابطه شگفت‌انگيزي است ميان برخي اعداد!

430نفر عضو خانه‌مطبوعات و تنها حضور حدود 150 نفر بدون وكالتنامه، عجبا! چه دوستان خوب زيادي داريم كه نمي‌شناسيمشان.

به اين بهانه آبكي كه آشنايي ما با اين اسامي موجب مزاحمت براي آنان مي‌شود، از حق شناختن هم‌رزمانمان محروميم، كاش از ما هم كمي مراحمت بر‌مي‌آمد!

من به هر حال خود را نماينده تمامي مطبوعات استان و اصحاب آن مي‌دانم اما برايم جالب است نشرياتي كه بر روي دكه حضور چنداني ندارند، چه حضور پرشور و فعالي در جشنواره‌ها و انتخابات‌ها دارند. چقدر پرسنل محق براي دريافت بن‌ها و كارورزي‌ها دارند.

كاش خانه هم پس از انتخاباتش، مرام خوب اداي سوگندنامه را داشت، اما من به نوبه خود سوگند ياد مي‌كنم كه فراموش نكنم و اين فراموش نكردن، خود مهمترين اصل انسانيت است.

يك نكته مهم را هم فراموش نخواهم كرد و بد نيست شما هم بدانيد. البته اگر بيم تهمت چاپلوسي بر من بود، اين سخن را هم در دل نگه مي‌داشتم اما حداقل دوستان خودم مي‌دانند كه اين يك وصله بر من نمي‌چسبد.

اگر به باده مشكين دلم كشد شايد/ كه بوي خير ز زهد ريا نمي‌آيد

وظيفه خود مي‌دانم بگويم اگر پادرمياني مديركل محترم ارشاد و رييس محترم حراست آن نبود، از خشت كج اين انتخابات و معمار انحصار طلب آن، مي‌رفت خانه مطبوعاتي كه پس از سال‌ها تشكيل شده بود، ويران شود و ما جماعت از همين يك چارديواري هم بشويم. خدايا، خانه هيچ‌كس ويران مباد!

 

                                                                                     سعيكم مشكور

                                                                                       امير يخچاليان

                                                                عضو شوراي مركزي خانه مطبوعات استان قزوين

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 15:57  توسط امیر یخچالیان  | 

اسامي كانديداهاي انتخابات شوراي مركزي خانه

 

ماده ۲۲ اساسنامه خانه مطبوعات استان قزوين:

اداره امور خانه مطبوعات طبق اساسنامه بر عهده شوراي مركزي مركب از هشت عضو اصلي و چهار عضو علي‌البدل و يك نفر نماينده ناظر اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مي‌باشد كه اعضاي اصلي به مدت ۲ سال با راي مخفي به شرح ذيل انتخاب مي‌شوند:

۲نفر از سرپرستان يا نمايندگان يا خبرنگاران روزنامه‌هاي سراسري

۱ نفر از خبرگزاري‌هاي فعال يا رسانه‌هاي مجازي استان

۲نفر از مديران مسوول يا سردبيران نشريات محلي

۳نفر از روزنامه‌نگاران نشريات محلي استان


 اسامي كانديداها در بخش اول(روزنامه‌هاي سراسري) حسن رجبي، علي‌محمدي، مرادي

در بخش دوم(رسانه‌هاي مجازي) حسين كشاورز، محمد درافشاني

در بخش سوم(مديران مسوول و سردبيران)

عبدالعظيم موسوي، اسلامي‌صدر، مهنازاسماعيلي،مصطفي كاظمي، كاظم‌پور، عزيزمحمدي

در بخش چهارم(روزنامه‌نگاران محلي)

امير يخچاليان(مخلصيم!امير رجبي، حسن نجفي، ربيعي، جليلوند، اسلامي‌صدر، امير‌علي رضايي

در بخش بازرسان:

محمد رضا رجايي‌پور(فطري)، رمضاني، حق‌وردي


مجمع عمومي و در پي آن انتخابات شوراي مركزي روز چهرشنبه، ساعت ۶ بعدازظهر در كتابخانه امام خميني در خيابان دانشگاه برگزار مي‌شود.

شايان ذكر است؛

تمامي اعضاي خانه مطبوعات اعم از پيوسته يا وابسته و يا آن دسته از دوستاني كه هنوز كارت خود را تمديد نكرده‌اند در اين مجمع صاحب حق راي هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 9:47  توسط امیر یخچالیان  | 

اشتباه تكراري/ اعلام درست بخش‌هاي كانديداتوري خانه مطبوعات

خبرگزاري ايرنا و خبرگزاري فارس طي روزهاي اخير دو مصاحبه با رييس خانه مطبوعات استان انجام داده‌اند و ايشان در هر دوي اين گفتگوها شرايط كانديداتوري و بخش‌هاي آن را به اشتباه اعلام كرده‌اند، البته شايد هم اشتباه از سوي اين دو خبرگزاري محترم رخ داده است.

به هر حال در انتخابات پيش رو دو نفر به عنوان بازرس و هشت نفر هم به عنوان اعضاي شوراي مركزي خانه مطبوعات استان قزوين بايد انتخاب شوند به اين ترتيب كه دو نفر در حوزه نشريات سراسري،يك نفر از حوزه مديران مسوول، يك نفر از حوزه سردبيران نشريات، سه نفر در بخش خبرنگاران رسانه‌هاي محلي و يك نفر هم به عنوان نماينده رسانه‌هاي مجازي و خبرگزاري‌ها بايد با راي مجمع عمومي خانه مطبوعات انتخاب شوند.

يك نفر نيز به عنوان نماينده اداره ارشاد از سوي مديركل ارشاد انتخاب و معرفي خواهد شد كه در اين صورت تعداد اعضاي شوراي مركزي خانه به ۹ نفر خواهد رسيد در كنار دو بازرس.(خيلي هم سخت نيست ولي خب اشتباه مي‌شود ديگر!)

علاقه‌مندان مي‌توانند از پانزدهم تا بيستم خرداد با مراجعه به دفتر خانه مطبوعات قزوين در خانه اميركبير (خيابان هلال احمر، روبروي داروخانه هلال احمر) ثبت نام و در بخش مورد نظر كانديد شوند.

گفتني است؛ اين انتخابات در تاريخ ۲۶خرداد ماه سال جاري برگزار خواهد شد.

*توضيح اضافه: بهتر بود جناب رييس به جاي مصاحبه‌هاي مكرر با رسانه‌ها، ترتيب برپايي يك مصاحبه مطبوعاتي با حضور اعضاي شوراي مركزي خانه را مي‌داد تا حداقل يك مصاحبه در طول سه سال برگزار شده باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 18:1  توسط امیر یخچالیان  | 

خانه در معرض احيايي دوباره/ انتخابات شوراي مركزي خانه مطبوعات برگزار مي‌شود

بالاخره پس از حدود يك سال تاخير قرار شده انتخابات خانه مطبوعات برگزار شود، انتخاباتي به واقع كذايي، چراكه حداقل شخص بنده از يك سال پيش براي برگزار شدن آن تلاش كردم و البته نه به تنهايي.

تلاش‌هاي حسن رجبي و علي علي‌محمدي را هم نبايد ناديده گرفت و كار اصلي را هم كه بد نيست بدانيد جناب مديركل (آقاي شفيعي‌ها) انجام داد چون همه كارهاي ما در حد تلاش بود و با دستور اكيد مديركل فرق مي‌كرد.

اتفاقات، واكنش‌ها و پيگيري‌هاي زيادي در اين يك سال گذشته حول محور انتخابات و ديگر مسايل خانه مطبوعات رخ داد اما خلاف روال سابق به جز اشاراتي كوتاه از انتشار آن در اين وبلاگ خودداري كردم چون نه تنها كمكي به اصل موضوع نمي‌كرد بلكه احساس كردم موضع‌گيري‌ها را از مطالبات صنفي به درگيري‌هاي سياسي تنزل مي‌داد.

اما به هر حال خوشحالم كه اين انتخابات ديرهنگام در حال برگزاري است چون خانه و جامعه مطبوعاتي قزوين نيازمند اين احيا بود و شما دليل آن را در يك مقايسه اجمالي از عملكرد خانه در بازه‌هاي زماني سالانه در سه سال گذشته اين خانه مي‌توانيد مشاهده كنيد.

خانه مطبوعات در سال اول خود عملكرد قابل دفاعي داشت علي رغم اينكه وقت بسياري از جلسات صرف بسترسازي فعاليت‌ها و مسايلي زيرساختي مثل تهيه و تصويب آيين نامه داخلي خانه مي‌شد اما با اين حال چه از نظر تعداد جلسات برگزار شده و چه از جهات ديگر، خانه فعال‌تر بود و بسياري از اقدامات قابل ذكر خانه، مثل تاسيس تعاوني مسكن- كه خدا را شكر الان در وضعيت مناسبي است- ماحصل تلاش اعضا در اين سال بود. حتي از نظر خدمات رفاهي كه خود بنده متولي آن بودم خانه در سال اول اقدامات بهتري داشت و دليل آن هم از ديد من اين است كه در اين سال، فضاي حاكم بر جلسات شوراي مركزي بر پايه مراودات صنفي بود و اين فضا هر چه به پايان اين دوره نزديك شديم، رنگ باخت تا اينكه به جرات مي‌گويم خانه در سال گذشته خود (به عبارت ديگر سال سوم) اقدام در خور شاني براي اعضاي خود نداشت و باز به همين دليل مي‌گويم كه خانه‌مطبوعات نيازمند احيايي دوباره بود.

بگذريم؛ كه بحث پيرامون آسيب‌شناسي عملكرد خانه مطبوعات اگر چه لازم است، ولي جايش اينجا نيست.

به هر روي فرصت اين احيا فراهم شده و اميدوارم جامعه مطبوعاتي قزوين به شايستگي تمام ازآن استفاده كند تا به اميد خدا خانه‌اي در شان مطبوعات استاني كه در اين عرصه حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد، شكل بگيرد.

*اين مطلب را كه شروع به نوشتن كردم، اين شعر در ناخودآگاهم خوانده شد؛

سال‌ها می گذرد، حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 0:20  توسط امیر یخچالیان  | 

سخني با رييس خانه مطبوعات قزوين/ پشت پرده شيطنت‌هاي مطبوعاتي چيست؟

 

هفته گذشته رييس خانه مطبوعات استان قزوين در گفتگويي با خبرگزاري ايرنا، عدم شركت در جشنواره مطبوعات استان را در قالب «برنامه‌هاي جريان سبز» دانسته و با اين عنوان كه «پشت پرده شيطنت‌هاي مطبوعاتي را افشا مي‌كنيم» تلويحا خبرنگاران را تهديد به برخورد در صورت عدم شركت در جشنواره كرده است. جالب‌تر اينكه اين نماينده رسانه‌هاي مجازي در خانه، وبلاگ‌نويسان را عامل تزريق اين فضاي مسموم در چنين عرصه‌اي دانسته است اما با اين حال شايد عبارت «مدارا با شيطنت‌هاي مطبوعاتي» مرا بيشتر بر آن كرد تا به استقبال طرح افشاگري‌آقاي رييس بيايم و افشا كنم چرا فردي مثل من، در چهارمين جشنواره مطبوعات استان قزوين شركت نمي‌كند، اتفاقي كه نه به تحريم ربط دارد و نه به جنبش سبز، بلكه براي من شخصا به اين دليل است كه روند برگزاري اين جشنواره را همانطور كه در نامه‌اي به مديركل ارشاد آن را واكاوي كردم قابل قبول نمي‌دانم، جدا از اينكه به آن مشكوك هم هستم و خوشحالم كه وقتي اين سطور به نظر دوستان مي‌رسد تقريبا مهلت شركت در جشنواره به پايان رسيده و لذا راحت‌تر به افشاي برخي شيطنت‌هاي پشت پرده از چهارمين جشنواره مطبوعات مي‌پردازم.

جناب آقاي رييس!

چطور است شما براي مدير‌مسوول يك جريده استاني، درخواست لغو امتياز مي‌كنيد و بعد با همان شخص تصميم داريد صرفا دو نفره جشنواره مطبوعات برگزار كنيد؟! چطور است دوستي را براي امور اجرايي جشنواره انتخاب مي‌كنيد كه در جشنواره پيشين از مطرح شدن نامش برافروخته مي‌شديد؟! چطور است با دوستاني در انتخابات خانه مطبوعات، در برگزاري جشنواره مطبوعات پيشين، در انتخابات تعاوني مسكن خبرنگاران، آنقدر همدل و هم‌صدا مي‌شويد اما امروز آن‌ها را اپوزيسيون داخل نظام مي‌دانيد؟!

آقاي رييس! اينجا خانه مطبوعات است و شما با قشر نكته‌سنج جامعه طرفيد. چطور عملكرد خانه را طبق اساسنامه گزارش مي‌كنيد در حاليكه اساسنامه بالاترين ركن خانه را مجمع عمومي و زمان برگزاري آن را حداقل سالي يك‌بار مي‌داند اما شما نگران هستيد در خانه مطبوعات آينده چه كساني راي مي‌آورند. البته اين كه خانه سياسي نيست را از قضا با شما هم عقيده‌ام، براي ما در جلسات خانه محرز شده كه نظرات اعضا بر جناح‌هاي فكري آنان انطباقي ندارد اما در اين كه اسير سياست‌ورزي شده است، نبايد شك كرد كه اتفاقا اقدام جنابعالي در ارتباط دادن نارضايتي‌ها از عدم توانمندي شما با جنبش و اپوزيسيون، نمونه بارز اين اتفاق نه چندان جديد است.

جناب آقاي رييس!

جشن دهه فجر سال گذشته را كه بنده پيگير برگزاري آن بودم و با كارشكني‌هاي شما آن را در ميانه راه به شما سپردم و شما همان نيمه ناتمام را هم تمام نكرديد، به كدام جنبش مربوط است؟!

اينكه خبرنگاران را در تعطيلي نمايشگاه مطبوعات به تهران ببريد، در حاليكه همين برنامه را كه بنده به عنوان مسوول كميته رفاهي خانه روز پيش از آن تدارك ديده بودم لغو كرديد، به كدام جريان مربوط است؟!

اين‌ها به هيچ عاملي ارتباط ندارد غير از عدم توانايي شما و شما براي انداختن اين اتهام بر گردن ديگران، شگفتا كه از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كنيد و در حربه آخر با سياسي كردن موضوع به دنبال يارگيري از بيرون خانه مطبوعات رفته ايد. براي من و شما كه خاطره انتخابات تعاوني مسكن را هم در ذهن داريد، پرواضح است كه بدون راي سياسي احتمال حضور جنابعالي در خانه مطبوعات آتي چقدر كم است و چه پيش مقدمه‌اي بهتر از يك جنجال سياسي در جشنواره مطبوعات. اما بايد بدانيد كه خبرنگار، علي‌الخصوص همين جمعيت فعال در استان قزوين با توجه به مشكلات فراوان پيش روي خود، و تجربه‌اي كه در تشكيل اين خانه مطبوعات به دست آورده است، راي صنفي خود را به راي سياسي نمي‌فروشد، چنانچه در همان انتخابات تعاوني مسكن ديديم كه همفكر جناحي شما، آقاي حسن رجبي سرپرست روزنامه كيهان، بيش از دو برابر حضرتعالي راي آورد.

شاهد بر اين مدعا بسيار بيشتر از اين حرف‌هاست كه شما بارها و بارها، خانه مطبوعات را با شلاق اين سياست‌ورزي‌ها نواخته‌‌ايد و چنان آن را به انحصار خويش درآورده‌ايد كه فضاي كار در خانه به تعطيلي كشيده شده است. شما كه توانايي برگزاري يك جشنواره حرفه‌اي را در زمان مناسب آن نداريد، چه اشكال داشت كه اين مهم را به خانه مطبوعات تازه نفس دوره بعد مي‌سپرديد؟ چرا اجازه نمي‌دهيد كه با برگزاري مجمع عمومي، انتخاب اعضاي شوراي مركزي و بازرسين جديد، فعال شدن كميته‌هاي خانه و ... روح تازه‌اي در كالبد مطبوعات استان دميده شود؟

جناب آقاي رييس!

پس اين ما هستيم كه با اين شيطنت‌هاي پشت پرده مدارا مي‌كنيم نه شما، اين ما هستيم كه به روي خود نمي‌آوريم چرا خانه مطبوعات دير پا، كند پا هم شده است؟! بله، اين ما هستيم كه مدارا مي‌كنيم نه شما.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 12:57  توسط امیر یخچالیان  | 

درخواست از مديركل ارشاد براي سامان دادن به وضعيت خانه مطبوعات

بدون توضيح اضافي، متن زير، نامه من است به مديركل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قزوين، در رابطه با جشنواره مطبوعاتي كه قرار است برگزار شود، اما...!

بسمه تعالي

جناب آقاي شفيعي‌ها

مديركل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قزوين

با سلام و احترام

از آنجاييكه بر پايي جشنواره مطبوعات محلي به رسم هر سال و با رويكرد شناسايي نخبگان اهل قلم با هدف استفاده از انديشه و سياق نگارش آنها در راستاي معرفي قابليت‌ها و پتانسيل هاي استان و نقاط ضعف و قوت عملكرد مديران به منظور تلاش در راستاي توسعه و آباداني استان قزوين و تجليل از مقام آنها از يك سو و تشويق ديگر اصحاب رسانه به منظور دستيابي به چنين جايگاهي كه خود از بسترهاي رشد و تعالي فردي و اجتماعي به شمار مي‌رود از سوي ديگر، علاوه بر اين كه حركتي حرفه‌اي به شمار مي‌رود با توجه به نقشي كه در گردهمايي اصحاب رسانه فارغ از ديدگاه و نگرش سليقه‌اي و سياسي در يك فضاي رقابتي سالم و به حتم صنفي ايفا مي‌نمايد، اقدامي سازنده است كه تفاهم خانواد‌ه‌ي رسانه‌اي استان را براي احقاق حقوق صنفي آنها مي‌نماياند.

اما متاسفانه امسال در شرايطي اقدام به برگزاري چنين جشنواره‌اي _ كه اگر برابر معيارها و ضوابط برگزار شود مي‌تواند سنگ محك محكمي براي ارزيابي نقش و جايگاه رسانه در استان باشد _ گرديد كه رويكرد برگزاري اين جشنواره با نفس اين مهم آشكارا مغايرت دارد...

متن كامل نامه را در «ادامه مطلب» بخوانيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 11:48  توسط امیر یخچالیان  | 

نطق پیش از دستور

الويت خانه بايد برگزاري مجمع عمومي و انتخاب اعضاي شوراي مركزي و بازرسين جديد باشد


در ابتدا از آنجايي كه قريب دو سال است در كنار دوستان، به عنوان اعضاي شوراي مركزي اولين خانه مطبوعات رسمي استان كه با راي اصحاب رسانه به ثمر رسيد، فعاليت مي‌كنيم، اكنون كه به پايان اين دوره نزديك مي‌شويم، علي‌رغم اذعان به وجود برخي كم‌ و كاست‌ها وظيفه خود مي‌دانم از زحمات تك تك اعضاي خانه مطبوعات تشكر نمايم و همچنين قدرداني مي‌كنم از زحمات اعضاي شوراي مركزي خانه كه به هر حال هر يك به نوعي سعي كردند با توجه به ارتباطاتي كه با روزنامه‌نگاران مختلف داشتند، دغدغه‌هاي آنها را در حوزه‌هاي مختلف در خانه مطرح كرده و پيگير آن باشند.

طبق صراحت اساسنامه، عالي‌ترين ركن خانه مطبوعات مجمع عمومي است و بنابراين مهم‌ترين وظيفه شوراي مركزي و در راس آن هيات رييسه خانه بايد برگزاري مجمع عمومي سالانه باشد كه زمان برگزاري آن در اساسنامه حداقل سالي يك بار ذكر شده است، امري كه متاسفانه انجام آن در پايان سال اول خانه مغفول ماند و يكي از تبعات عدم اجراي آن براي خانه، از دست دادن بازرسان خانه شد.

لذا اولويت درجه اول و اصلي خانه مطبوعات از آنجايي كه در شهريور ماه جاري مدت دوره دو ساله خانه مطبوعات پايان خواهد يافت، بايد برگزاري مجمع عمومي، ارايه گزارش عملكرد و ساير گزارش‌هاي مالي خانه در دو سال گذشته، انتخاب اعضاي شوراي مركزي و بازرسين جديد و اخذ تصميم درباره گزارش‌ها و پيشنهادهاي اعضاي خانه و انجام ديگر امور مذكور در اساسنامه باشد، بنابراين پيشنهاد مي‌دهم شوراي مركزي با توجه به فرصت كم باقي مانده، هر مساله غير فوريتي ديگر را از دستور خارج و صرفاً به برنامه‌ريزي براي اين امر خطير و مورد غفلت واقع شده بپردازد.

در خاتمه در رابطه با بحث برگزاري جشنواره مطبوعات استان متذكر مي‌شوم با توجه به موارد مذكور و نظر به آنكه برپايي جشنواره اصلي‌ترين بخش بودجه خانه مطبوعات را به خود اختصاص مي‌دهد و از سويي ديگر به هر حال زمان مناسب براي برگزاري اين جشنواره كه در مرداد ماه بود سپري شده و به نظر نمي‌رسد خانه مطبوعات زودتر از آبان ماه سال جاري بتواند نسبت به برگزاري آن اقدام نمايد و بنا به تجربه برگزاري جشنواره سال گذشته چندين ماه نيز فرصت لازم است تا پرونده جشنواره بسته شود، لذا اخلاقي است كه هر گونه تصميم‌گيري در رابطه با چند و چون برگزاري جشنواره را به خانه مطبوعات آتي واگذار نماييم.

با آرزوي توفيقات روزافزون  براي اصحاب رسانه استان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 22:57  توسط امیر یخچالیان  | 

درخواست مساعدت تعاوني مسكن خبرنگاران از رييس‌جمهور

پس از پايان مصاحبه مطبوعاتي رييس جمهور در جريان دومين سفرش به استان قزوين، نامه درخواست مساعدت تعاوني مسكن خبرنگاران استان (خانه مطبوعات) را -با يك نوضيح كوتاه- به دست شخص ايشان دادم.

نامه را آقاي آريان‌پور مديرعامل خانه تنظيم كرده بود كه پنجشنبه شب گذشته تحويل رييس جمهور شد.


عكس: حميده شفيعي‌ها


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:10  توسط امیر یخچالیان  | 

اگر جشن انقلاب برگزار نشد...!

در حدود پانزده روز پيش مصمم شدم به عنوان مسوول كميته رفاهي و پشتيباني خانه مطبوعات جشني را به مناسبت سي‌امين سالگرد انقلاب اسلامي ايران براي اعضاي خانه مطبوعات برگزار كنم.

براي اين منظور ابتدا با شفيعي‌ها، مدير كل ارشاد تماس گرفتم و مساله را مطرح كردم كه اتفاقاً مورد استقبال ايشان نيز قرار گرفت و حتي قول گرفتم تا حد كم و معقولي ارشاد بودجه به اين بحث اختصاص دهد.

با كاظم‌پور، رييس خانه مطبوعات نيز صحبت كردم و درخواست برگزاري جلسه‌اي را براي بررسي اين موضوع ارايه دادم كه ايشان گفت جلسه لازم نيست.

البته ايشان چندين بار هم تاكيد نمود كه بودجه‌اي نيز در خانه موجود نيست و حتي وقتي من نقل قول مدير كل ارشاد را مطرح نمودم، ايشان فرمودند: وصول نمي‌شود.

با اين تفاسير به اميد جذب چند اسپانسر و قولي كه خودم از شفيعي‌ها گرفته بودم، پيگيري‌ها را ادامه دادم.

روز بعد نامه‌اي از آقاي كاظم‌پور براي درخواست سالن برگزاري جشن كه البته مذاكره قبلي يكي از خبرنگاران استان هم همراه آن بود، گرفتم و تا اينجا سالن سازمان تبليغات اسلامي به طور رايگان در اختيار خانه قرار گرفت.

پيگيري‌هاي ديگري نيز در اين خصوص انجام دادم مانند پيگيري براي صدور سفر كارت توسط سازمان ميراث فرهنگي براي تمامي اعضاي خانه مطبوعات، اتوبوس رايگان براي كوهپيمايي خبرنگاران در جمعه 18 بهمن ماه، درخواست اختصاص يك سالن سينما براي اعضاي خانه و غيره و غيره كه البته مرحله به مرحله‌اش را هم به كاظم‌پور رييس خانه، موسوي نايب رييس خانه، درافشاني مسوول اداري مالي، رضايي مسوول روابط عمومي و حسن رجبي عضو خانه گزارش دادم و در اين ميان نه تنها كسي مخالفتي نكرد، بلكه هم از بنده تشكر هم مي‌كردند.

يك هفته گذشت و در تاريخ هشتم بهمن ماه كه قرار بود جلسه خانه تشكيل شود، تشكيل نشد. من به اين خاطر كه اعضاي خانه بتوانند با برنامه‌ريزي در برنامه‌هاي دهه فجر خانه شركت كنند، از مسوول اپراتور خانه خواستم SMS اي را با عنوان برنامه‌هاي كميته رفاهي ويژه دهه فجر براي اعضا ارسال نمايد. چند روز بعد كاظم پور از من گله كرد كه چرا برگزاري جشن انقلاب را به عنوان برنامه‌هاي كميته رفاهي اعلام نمودي، در حالي كه تو فقط يك سالن گرفته‌اي و ما تصميم داريم يك همايش سنگين با حضور سخنرانان كشوري برگزار نماييم!

جالب اينكه كاظم‌پور به من گفت بودجه اين همايش را من بايد جور كنم كه جور هم مي‌كنم! براي من جاي تعجب بود جشني كه نمي‌شد و پولش هم نبود، قرار بود تبديل به يك همايش سنگين شود، اما اين همه چرخش دليلش چه بود نمي‌دانم.

كار به اينجا ختم نمي‌شود البته؛ ظاهراً تفكري در خانه مطبوعات وجود دارد كه كميته رفاهي و پشتيباني خانه را رقيب خانه مطبوعات مي‌داند، در حالي كه اين كميته خود يكي از بازوهاي همين خانه است.

پس از ارسال SMS فراخوان شركت در كوهپيمايي روز جمعه، رييس خانه مطبوعات با اپراتور تماس گرفته و به ايشان گفته است از اين به بعد بدون مجوز كتبي وي حق ارسال SMS براي اعضاي خانه وجود ندارد، اتفاقي كه من استناد قانوني آن را براساس اساسنامه يا آيين‌نامه در جلسه خانه پرسيدم و كسي هم نبود كه جواب دهد.

به هر حال اميدوارم كه "همايش سنگين سي سالگي انقلاب با حضور سخنرانان كشوري" هر چه باشكوه‌تر برگزار شود، ما كه فقط توفيق گرفتن سالن آن را داشتيم، البته آن هم به لطف پيگيري يكي از خبرنگاران، اما چنانچه اين جشن برگزار نگردد، بايد دليل آن را در ديدگاه بعضي‌ها جستجو كرد كه ظاهراً معتقدند:

«1- كاري كه ما توانايي انجام آن را نداريم ديگران هم نبايد بتوانند انجام دهند.

2- بعضي‌ها نبايد كار انجام دهند حتي اگر آن كار براي نظام و انقلاب و داراي منافع جمعي باشد.»


گزارش بيست و هشتمين نشست شوراي مركزي را در ادامه مطلب بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:45  توسط امیر یخچالیان  |